سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

80

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

روش ، زمينهء دوستى شمار زيادى از مسلمانان به‌ويژه موالى ايرانى را كه خواستار انتقال خلافت به خاندان هاشمى ( خاندان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ) بودند ، فراهم آورد . « 1 » در خلال دعوت مخفى عباسيان ( 100 - 132 ق ) قيام‌هاى شيعى شديدى به وقوع پيوست . قيام زيد بن على و پسرش يحيى ، و قيام عبد اللّه بن معاويه از آن جمله‌اند . اين قيام‌ها خلفاى اموى را به خود سرگرم كرد و آنان را از توجه به دعوت رو به رشد عباسيان غافل ساخت . اين قيام‌ها بسيارى از تلاش‌هاى دولت اموى را صرف خود كرد كه به نفع دعوت عباسى تمام شد و راه را براى دعوت آن‌ها هموار ساخت . واكنش عباسيان در برابر قيام‌هاى علوى به يك شكل نبود . دوران دعوت نهانى عباسيان ( 100 - 132 ق ) دوره‌اى سرنوشت ساز در تعيين شكل روابط بين علويان و شيعيانشان از يك سو ، و خاندان عباسى از سوى ديگر بود . آگاهى بر رويدادهاى آن دورهء پرحادثه ( 100 - 132 ق ) ، عوامل برپايى جنبش‌هاى شيعى را در عصر اول عباسى براى محققان تفسير مىكند . علويان و عباسيان در اين دوره ، روابط متغيرى را از گرمى تا سردى و از همكارى تا رويارويى تجربه كردند . همه آن‌ها در دشمنى و رويارويى با دولت اموى همداستان بودند و اين شرايط ، آنان را از ترسيم و ارائه برنامه و مسير حقيقىشان بازداشت . مدتى بعد اوضاع دگرگون شد ؛ جنگ و جهاد ثمر داد و دولت اموى سقوط كرد ، حقيقت ، عيان شد و واقعيات خودنمايى كرد و خلافت عباسى برپا شد ، نگرانىهاى علويان بروز كرد و شيعيان بر عباسيان خشم گرفتند . آنان دريافتند كه عباسيان از مجاهدت‌هايشان سوءاستفاده كرده و با تصاحب خلافت و كنار نهادن علويان فريبشان داده‌اند . پيامد اين امر ، برپايى نهضت‌هاى انقلابى شيعى در عصر اول عباسى بود . ابو هاشم پس از پدرش محمد بن حنفيه ، امام شيعيان كيسانى شد « 2 » و فعاليت‌هاى تبليغى وسيعى را آغاز كرد كه موجب ترس و نگرانى خليفه اموى ، سليمان بن عبد الملك گرديد . « 3 » خليفه چاره آن ديد كه او را از ميان بردارد . پس ابو هاشم را به پايتخت اموى

--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 115 به بعد . ( 2 ) . ابن قتيبه ، الامامة و السياسة ، ج 2 ، ص 133 . ( 3 ) . ابو هاشم به علم و بلاغت و فصاحت كلام مشهور بود . مردم خراسان پس از مرگ پدرش محمد بن حنفيه ، او را امام دانستند . ( اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 91 )